قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۱/۲۰ - ۱۱:۰۳
/تازه‌های نشر/

کربلا رفتن به شیوه سید پابرهنه

یکی از مجاهدین عراقی برایش کارت شناسایی درست کرد و با لباس نظامی عراقی وارد یکی از پادگان‌های عراق ‌شد. هر چند سید به زبان عربی تسلط داشت، ولی ...

کربلا رفتن به شیوه سید پابرهنه

 

به گزارش «سراج24»،  سیدغلامرضا(حمید) میرافضلی از جمله شهیدان گلگون‌کفنی است که شخصیت، سلوک، ادب و دیگر سجایای متعالی اخلاقی‌اش باعث شده که «احمد ایزدی» این سوژه الهی را از زبان راویان کتاب به نسل امروز بشناساند.
 
کتاب در قطع جیبی منتشر شده است و سراسر کتاب را خاطره‌هایی مستند و شیوا از زندگی «شهید حمید میرافضلی» پر کرده است.
 
نویسنده با استفاده از بیان محاوره به زندگی زیبای «شهید میرافضلی» پرداخته است. علاوه بر شیوه محاوره که امروز در شناساندن شناسنامه‌های انقلاب اسلامی مد شده است، زیباترین عکس‌‌ها از سال‌های کودکی تا هنگام شهادت در کنار خاطرات کوتاه و مستند، وزن کتاب را بالاتر می‌برد و همه این خوبی‌ها باعث می‌شود که مخاطب با ولع بیشتری به سراغ کتاب برود.
 
به زعم نگارنده سطور کتابی که راجع به زندگی و سیره آسمانی شهدا نگاشته می‌شود از نظرگاه هنری و گرافیکی نیز باید قابل تدبر باشد.
 
پنج خاطره معطر و در عین حال شنیدنی از سبک زندگی شهید میرافضلی را در پی می‌آوریم:
 
«اوایل جنگ در گروه جنگ‌های نامنظم با شهید چمران همکاری می‌کرد. شب‌ها که می‌خواست بخوابد با همان لباسی که تنش بود می‌رفت بیرون سنگر و روی سنگ ریزه‌ها می‌خوابید. یک شب‌ بهش گفتم: چرا این کار رو می‌کنی؟ چرا توی سنگر نمی‌خوابی؟ جواب داد: بدن من خیلی استراحت کرده، خیلی لذت برده، حالا باید این جا ادبش کنم.»
 
*
 
«سه شبانه‌روز آرپی‌چی برمی‌داشت و می‌رفت دور و بر بلدوزر تا به قول خودش تأمین بولدوزر باشد. توی این مدت حتی یک لحظه هم نخوابیده بود. بعد از چند روز، وقتی دیدمش پیراهنش پاره بود و بدنش پر بود از زخم‌های عمیق.
 
شب قبل کنار خاکریز نشسته بود که راننده نه تنها رویش خاک ریخته بود، بلکه با تیغ بلدوزر تمام بدنش را پاره پاره کرده بود. با قیافه‌ای درهم و گرفته یک لبخند گوشه‌ی لبش نشاند و گفت: شانس آوردم نجات پیدا کردم...
 
حالا هر چی اصرار می‌کردم که بیاید یک پیراهن نو بپوشد، می‌گفت: نه ... همین خوبه. دست آخر همان را شست و دوخت و دوباره پوشید.»
 
*
 
«بچه‌ها دور سفره نشسته بودند تا صبحانه بخورند. سید هم آمد کنار سفره و لقمه گرفت. سید لقمه را که گذاشت توی دهانش، پلک‌هایش روی هم افتاد و خواب رفت. وقتی زدم به پهلویش و بیدارش کردم. فکش چند بار جنبید و لقمه را فرو برد. لقمه‌ی بعدی را برداشت و دوباره خوابش برد و من باز بیدارش کردم تا غذایش را بخورد. تمام صبحانه‌اش سه یا چهار لقمه بود که وقتی توی دهانش می‌گذاشت پلک‌هایش سنگین می‌شد و خواب می‌رفت. قبل از این که بیاید سر سفره صبحانه، سه شبانه روز توی منطقه کار کرده بود و یک لحظه هم استراحت نکرده بود.»
 
*
 
«داشتم با سید صحبت می‌کردم که زدم به گلایه و شکایت. بهش گفتم: من به عنوان یه دوست از تو توقع دارم که مسایل معنوی خودت رو برام تعریف کنی تا من هم مثل تو بشم. منتظر جواب بودم که سید شروع کرد به تعریف کردن ماجرای سفر کربلا.
 
یکی از مجاهدین عراقی برایش کارت شناسایی درست می‌کند و با لباس نظامی عراقی وارد یکی از پادگان‌های عراق می‌شوند. هر چند سید به زبان عربی تسلط داشت، ولی از ترس این که لهجه‌اش عراقی‌ها را متوجه ایرانی بودنش کند، مجاهد عراقی از او می‌خواهد حرف نزند و نقش انسان‌های لال را بازی کند. می‌گفت تا حالا چند بار به همین صورت به کربلا رفته است!»
 
*
 
«مراسم تشییع بسیار شلوغی بود. مردم از همه جا آمده بودند به خانه سید و تسلیت می‌گفتند. مادران شهدای شهر، در چند مسجد برای سید حمید مراسم عزاداری برپا کرده بودند و بی‌بی را به مراسم‌شان دعوت می‌کردند. وقتی بی‌بی به مراسم آن‌ها می‌رفت، خودشان را مادر سید معرفی می‌کردند. آن‌ها مادران شهدابی بودند که بعد از شهادت فرزندانشان سید حمید مرتب بهشان سر می‌زده و کارهای‌شان را انجام می‌داد.»
 
***
 
به هر حال تدوین کتاب‌هایی با حجم کم که در جیب جا خوش می‌کند امری هنری است و انسان می‌تواند ظرف دو ساعت و یا کمتر از آن این برگ‌های زرین تاریخ کشور اسلامی‌مان را بخواند.
 
متأسفانه توزیع کتاب‌های این شکلی ناقص است و به دست اهلش نمی‌رسد. دانش‌آموزان مقاطع دبیرستان و دانشجویان می‌توانند مشتری‌های پر و پا قرص این گونه کتاب‌ها باشند.
 
لازم به ذکر است که کتاب «سید پا برهنه» توسط موسسه فرهنگی هنری «پلاک» منتشر شده است. موسسه مذکور جهت تبیین شخصیت و تفکر شهدای گران قدر دفاع مقدس سلسله کتاب‌هایی با عنوان فانوس را چاپ نموده است که به ترتیب در پی می‌آید؛
 
الف) فانوس 1: روایاتی از زندگانی سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی/ عنوان کتاب: مثل مالک
 
ب) قانوس 2: روایاتی از زندگانی سردار شهید علی آقا ماهانی/ عنوان کتاب: پیراهن خاکی
 
پ ) فانون 3: روایاتی از زندگی سردار شهید حاج مهدی کازرونی/ عنوان کتاب: ذره‌ای ترس
 
ت) فانوس 4: روایاتی از زندگی سردار شهید سید حمید میرافضلی / عنوان کتاب: سید پابرهنه
 
برای نویسنده کتاب «سید پا برهنه» آقای «احمد ایزدی» که از نویسندگان جوان کشور هستند آرزوی توفیق و کامیابی داریم. خواندن این کتاب با قلم شیو‌ای این جوان خوش ذوق به ما این نوید را می‌دهد که در آینده کتاب‌های شگفت‌انگیزی با نثر خلاق او خواهیم دید.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۸
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••